معرفی اجمالی منطقه قفقاز
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۸ | توسط admin | موضوع: قفقاز جنوبی, ویژهمنطقه قفقاز سرزمینی کوهستانی، افسانهای و زیباست که در محدودهای به وسعت ۴۰۰هزار کیلومتر مربع با جمعیتی برابر ۲۲میلیون نفر، از شرق به کرانههای غربی دریای خزر و از غرب به کرانههای شرقی دریای سیاه محدود میشود. از جنوب با شمال غربی ایران و جنوب شرقی ترکیه همسایه است و از شمال به چالهکوما – مانیچ در دشتهای جنوب روسیه، محدود میشود. رشته کوههای قفاز بزرگ (کوه قاف افسانهای) به طول ۱۵۰۰ کیلومتر، از میانه سرزمین قفقاز میگذرد که این سرزمین از آن نام یافته است. رشته کوههای قفقاز بزرگ از شبه جزیره تامان در شمال دریای سیاه، با جهتی شمال غربی-جنوب شرقی تا جزیره آبشوران در غرب دریای خزرکشیده شدهاست. این رشته کوه قفقاز را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم میکند. در جنوب این رشته کوهها به ترتیب از شرق به غرب جمهوریهای اذربایجان، ارمنستان و گرجستان قرار دارند. در شمال از شرق به غرب جمهوریهای خودمختار داغستان، چچن، اینگوش، اوستیای شمالی، کاربادا-بالکار، قره چای چرکس و آدیگه واقعاند. که همگی در ترکیب فدراسیون روسیه قرار دارند.
منطقه قفقاز با ویژگیهای جغرافیایی خود، سبب پیدایش اقوام گوناگونی شدهاست که از زمانهای دور تا کنون، در کنار هم زیسته و در حوادث تاریخی بیشماری، تاریخ منطقه را پدید آوردهاند. در حال حاضر، در این منطقه حدود ۵۰ قوم از سه خانواده قفقازی (ایبری×، هند-اروپایی و ترک-آلتایی زندگی میکنند، ادیان اسلام (اکثریت)، مسیحیت و یهود (اقلیت) در کنار یکدیگر چشم اندازهای فرهنگی متضادی همچون چشماندازهای متفاوت جغرافیایی به وجود آوردهاند، به همین سبب قفقاز را «موزاییک اقوام» مینامند.
منطقه قفقاز که از زمان حکومت ساسانیان تحت سیطره حکومت ایران قرار داشت، در دورههای متعدد تاریخی، خراجگزار پادشاهان ایران بود. ایران منطقه یا توسط امرای ایرانی و یا توسط حاکمان محلی دست نشانده دولت مرکزی ایران اداره میشد. هر زمان که حکومت مرکزی ایران در دورههای مختلف در اثر درگیرهای داخلی و جنگلهای پیرامونی تضعیف میشد، این مناطق ادعای استقلال میکردند. دولتهای مرکزی ایران نیز به سرکوبی این شورشها بر میخاستند. ایران جریانات تجزیه طلبی تا اواخر دوره صفوی ادامه داشت. در دوره صفوی، که اولین سلسله حکومتی منسجم پس از حمله مغولها در ایران بود، قفقاز کاملا تحت سیطره حکومت مرکزی ایران اداره میشد. با فروپاشی دولت صفوی و بر روی کار آمدن حکومت افشاریه و زندیه، اقتدار حکومت ایران در اداره قفقاز اندکی سست شد و در اواسط دوره زمامداری قاجاریه، در زمان حکومت فتحلیشاه در اوایل قرن نوزدهم، قفقاز به یکی از ایران جدا شد.
منطقه قفاز بخش جنوبی سرحدات روسیه را تشکیل میدهد، به همین سبب هم در دوره تزاریسم و هم دوره حومت شوروی، از اهمیت خاصی برخوردار بوده که به سبب ویژگیهای استراتژیکی، نظامی، سیاسی و اقتصادی آن است. کوههای قفاز به عنوان سدی طبیعی در مقابل جنوب، از ارزش استراتژیکی بسیاری برای روسیه برخوردار است. برزخ طبیعی قفقاز که سواحل شرقی دریای سیاه را به سواحل غربی دریای خزر متصل میکند تنها دالان طبیعی نفوذی برای نفوذ به منطقه است و دسترسی به ایران و پیرامون دریای خزر از طریق گذر از این برزخ طبیعی امکان پذیر میشود. منطقه قفقاز یکی از مناطق بحرانی جهان بشمار میرود. در استراتژیهای دولت فدرال روسیه در برخورد با مسایل جمهوریهای پیرامون، منطقه قفقاز در دکترین نظامی روسیه که در سال ۱۹۹۳ تدوین شدهاست، به عنوان منطقهای بسیار مهم مورد ملاحظه قرار گرفتهاست. در دکترین نظامی جدید نیز بر همین اهمیت تاکید شدهاست. موقعیت استراتژیک و چهارراهی قفقاز، محل گذر جهانگشایان از غرب به شرق و از جنوب به شمال و از شمال به جنوب بودهاست. رومیها، یونانیها، اعراب، ایرانیها، مغولها، ترکها و عثمانیها در قفقاز حضور داشته و هر یک در هنگام لشگرکشی بر ملل قفقاز تاثیر گذاشته یا از آن تاثیر پذیرفتهاند. قفقاز محل تعامل و گفتگوی بین تمدنهای مسیحی و اسلامی است. اشغال قفقاز توسط روسیه و پیدایش دولتهای مسیحی ارمنستان و گرجستان در قفقاز و تشکیل دولت ارمنستان با مرزهای سیاسی کنونی در دوره استالین، نشان دهنده اهمیت قفقاز در مناسبات و رفتارهای روسیه است. اکنون معلوم میشود که هممرز ساختن ارمنستان با ایران در دوره شوروی به سبب ایجاد منطقه حائل ژئوپلیتیکی برای جلوگیری از پیشروی قلمرو ترکها و در مرحله بعد، جلوگیری از گسترش پان ترکیسم بودهاست.
در قفقاز ارامنه و گرجیها و اسلاویهایی که از روسیه، اوکراین و بلاروس به این منطقه مهاجرت کردهاند و تعداد کمی اوستها، همگی مسیحی ارتدوکس هستند. تعداد اندکی یهودی نیز وجود دارد. بقیه ساکنان منطقه که ۵۲درصد جمعیت قفقاز را تشکیل میدهند، مسلمان هستند. این مسلمانان، عمدتا از خانواده زبانی آلتایی و ایبری هستند و قرابتهای بسیار با ترکها در ترکیه و غرب دریای خزر دارند. بنابراین در پیوستگی جغرافیایی ترکها از غرب به سوی شرق، گرجیها در گرجستان و ارامنه در ارمنستان، این پیوستگی را بر هم میزنند.
ایران در همسایگی قفقاز با دارا بودن مرزهای مشترک سیاسی، وجود علایق دینی، فرهنگی و مذهبی مشترک با منطقه، ناگزیر است که در روابط خود با این کشورها، ملاحظات بسیاری، از جمله ملاحظات فرهنگی-دینی را در نظر بگیرد. ایران به عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه، در کنار روسیه و ترکیه، از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین شناخت مسائل قفقاز برای جمهوری اسلامی ایران در تدوین سیاست خارجی از اولویت بالایی برخوردار است. قفقاز در همسایگی شمال غربی ایران، با وجود داشتن مناسبات مشترک تاریخی، فرهنگی و مذهبی دیرین با ایران، برای بسیاری از مردم ایران، هنوز منطقهای ناشناخته است.
با توجه به اینکه بیش از نیمی از مرز مشترک با جمهوری اسلامی ایران با جمهوری اذربایجان (در حدود ۳۸۰ کیلومتر) را استان اردبیل پوشش میدهد و با توجه به مشترکات بسیاری دینی، فرهنگی، تاریخی، نژادی، زبانی و … مردم جمهوری اذربایجان با مردمان این سوی مرز که زمینهها و پتانسیلهای بسیاری را جهت همکاریهای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و دینی این کشور مسلمان و شیعی با جمهوری اسلامی ایران و بویژه استان اردبیل مهیا نمودهاست. اما متاسفانه علی رغم وجود این زمینهها و فرصتها، مردمان دو سوی مرز – بخصوص آذریها – شناخت کافی و دقیق از این مزیتها و فرصتها ندارند و آگاهی آنان در این خصوص ناچیز و بسیار اندک میباشد.
با توجه به مباحث و موارد فوقالاشاره، ضرورت ایجاب مینماید تا مرکز و مجموعهای قوی و کارآمد – با توجه به زمینههای مساعد و مثبتی که در استان اردبیل وجود دارد ویژگیها و امتیازات خاص این استان در جهت اثرگذاری در چهار کشور آذربایجان، گرجستان، روسیه و به تبع این سه کشور، جمهوری ارمنستان – ایجاد شود تا اولا با تدبیر و انسجام مقابل تحرکات پان ترکیستی و پان آذریستی و تخریبات منفی دولت اذربایجان بایستد و ثانیا در گسترش تشیع و فرهنگ شیعی در جمهوری آذربایجان و منطقه ایفای نقش نماید. و در نهایت بتواند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در این حوزه از جهان اسلام را از حالت انفعالی و آسیبپذیر بودن به درآورده و به صورت فعال و علمی و منطقی و تحقیقی به مقابله با شانتاژها و تحرکات سوء بپردازد و دشمنان نظام و اسلام را به چالش کشاند.
لینک فید سایت